| NEXT | Back |
سایت سوشلیغا
|
صفحه ادبی HOME |
3- فاطمه حق وردیان، مریم حقیقت، آزیتا حقیقی جو، محمد حقوقی
4- منصوره حکمت شعار، علی رضا حکمتی، شبنم حکیم هاشمی، حمید حمید زاده
5- مهدی حمیدی، محسن حمیدی نژاد، احمد حیدر بیگی، مریم حیدر زاده
|
سيد زهرا حسينی:
عشق يك روز گريبان تو را مي گيرد
|
ساره حسيني:
از اين همه ادعا بدم آمده است
|
|
صديقه حسيني: آقا بیا
و یک سر سوزن...یواشکی |
فروزان حسينی:/سرپل ذهاب
باز آمدنت را
|
|
محمد کاظم حسینی:
گرچه مجوز تا تب عاشق شدن دارد اینقدر پاپیچش نشو این مرد زن دارد او زندگی را باخته یا مردگی کردست حتی لباس حجله اش بوی کفن دارد با زخم های کاری اش کاری نباید داشت او با خودش هر شب نبرد تن به تن دارد در زندگی هم می توان با مرگ نسبت داشت ساید نه، بی شک، دشمنی با خویشتن دارد وقتی گره روی گره در کار او افتاد حس کرد نیمی از خودش را در لجن دارد هی اعتماد و خنجرِ از پشت، هی تکرار دیگر به چشم خویشتن هم سوء ظن دارد باران گرفته عکس چشمان سیاهش را و این بلاها بر سر او آمدن دارد از بسکه باران باز باران باز باران باز... هر شب لباسی از تب و باران به تن دارد این مرد دیوانه ست آه ولله دیوانه ست در شعر هایش عقده ی آدم شدن دارد
|
|
مهری حسینی:
آب و جارو می زنم هرشب تمام کوچه را |
علی حسينی منش:
وقتی موضوع انشايم می شوی
|
|
فاطمه حق وردیان:/ رشت سلام عشق قديمي ! سلام آقاي ِ ... چقدر حس قشنگي است اين که جا پاي ِ - شما شبي بگذارم اگرچه مي دانم شما بزرگتريد از تمام دنياي ِ - غريب و کوچک من ... نه! نمي شود يکبار کمي مماس شود بال من و پرهاي ِ ...؟!! هميشه من ته دره ولي شما انگار هميشه دورتر از من ، درست بالاي ِ ... که ... نقطه چين بگذارم چقدر حرفم را ... چقدر گريه کنم هي تمامِ شب هاي ِ ... نمي شود به شما گفت « دوســ... » من آخر بگو چکار کنم تا کمي دلت جاي ِ ...
|
مریم حقیقت:/جهرم |
|
آزیتا حقیقی جو: آثار: مجموعه شعر«من از اولش اشتباه بودم» د يدم خانه تنهاست گفتم بيايي كمي عاشقم بشوي از هر گوشه ي اين تيمارستان ديوانه اي گريخته از من جا دارد اينجا كف بزنيد بكنيد دستي هر جايي كه نمي دانستم كجا بنشيند سطري شد كه بر صورت تو تمامش كردم نقطه سر خط دست نشانده ام روي گونه هات دستي كه سينه به سينه گشت تا مانده ام روي دستي كه رو شده اي زيرورو شده اي مرا دستگيره اي كه تويي باز كرد ديوانه شدم كه از خودم پرتم كني بيرون كار سختي نبود نيست مثل نقطه جا به جا حال اين شعر را بگير
|
محمد حقوقی:
دو ماه
و دو چاه |
|
منصوره حکمت شعار:/بوشهر تولد 1659
آثار: دفتر غزل«هرجور راحتی
غزل من»
|
علی رضا حکمتی:/ نور نيستي که با دو دستت وا کني دريچه ها را تا دوباره با صدايت تازه تر کني هوا را نيستي و مي نويسم دفتر بهانه را از ابتدا به اتنها را انتها به ابتدا را باز ساده مي نويسم از تو جاده مي نويسم چند نقطه مي گذارم بي تو جاي رد پا را انتهاي جاده ...دريا «سفرت بخير بادا » مي روي مسافر اما « تو و دوستي خدا را » حال که زلال ، سر خوش مي روي شمال ، سرخوش! «به بنفشه ها به باران برسان سلام ما را » |
| شبنم حكيم هاشمي:
می خواستم خراب نگاهش شوم، نشد
|
حميد حميد زاده: تو تنها
اتفاقی تازه بودی
|
|
مهدي حميدي شيرازي:
1365-1293
شنيدم كه چون قوى زيبا بميرد
|
محسن حميدي نژاد:
|
|
احمد حیدر بیگی: اى تكدرخت تناور، صبح بهارت چه زيباست وقتى به گل مىنشينى، رنگ تو همرنگ رؤياست دست فرومانده من، تنگ است و كوتاه و خالى دست پر از لانه تو، سبز و بلند و شكوفاست در صبح زيباى برفى، چون هاله اى مىدرخشى سبز بهارت دلآرا، زرد خزانت فريباست راهى كه من مىسپارم، گرم است و داغ و كويرى در سايه ات مىنشيند، مردى كه تنهاى تنهاست گفتم كه سعىِ صبورم، راهى برد رو به ساحل گفتند و باور نكردم كانجا نه موج و نه درياست هم بر سر موج آبم، هم شعله در سينه دارم گاهى صبور صبورم، گاهى دلم ناشكيباست چون شعله طاقت ستيزم، تنها و مردم گريزم زخمى كه در سينه دارم، در طاقت سنگ خاراست اى شب فرازى، فرودى، بدرود تلخى، درودى ديروزها مثل امروز، امروزها مثل فرداست |
مريم حيدر زاده:
رفع زحمت
|
لینک دادن به این صفحه با ذکر نام منبع به صورت لینک مستیقم مجاز می باشد(سایت سوشلیغا)
| NEXT | Back |