دنیا پر از سگ
است جهان سر به سر سگی ست
غیر از وفا تمام صفات بشر سگی ست
| NEXT | Back |
سایت سوشلیغا
|
صفحه ادبی HOME |
3- سارا جلوداریان، وحید جلی، لیلا جمالی خواه، راضیه جمشیدی
4- ایرج جنتی عطایی، فائقه جواد ژمی، مصطفی جوادی، احسان جوانمرد
|
عزت الله جعفريان
قهفرخي:/فرخ شهر(قهفرخ)
يك شب نشان خانه ي ما را به ياد آر
|
عارف جعفری:/ افغانستان
زمستان پارسال یزد بود ...
|
|
محمدامین جعفری: |
مریم جعفری آذرمانی: دنیا پر از سگ
است جهان سر به سر سگی ست لبخند و نان به
سفره ی امشب نمی رسد از بوی دود و آهن
و گِل مست می شود جنگ و جنون و
زلزله؛ مرگ و گرسنگی آهنگ سگ ترانه ی
سگ گوشهای سگ بار کج نگاه شما
بر دلم بس است آدم بیا و از سر
خط آفریده شو
|
|
مهدي جعفري:
چونان پرنده ای که ندارد به تن پری
|
ناماجعفري:
خواهش مي کنم باپاي برهنه
|
|
ایلشن جلاسی:/ کرمانشاه بندش كه بازگشت و شد آزاد روسري، و بيدرنگ از سرت افتاد روسري، ناگاه موج گيسوي بر چشم جاريات بر شانه ريخت... دست مريزاد روسري!!! من دوست داشتم كه تو رودابهام شوي اين را ولي اجازه نميداد روسري! آرام و سرد روي سرت بود گوييا به عطر گيسويت شده معتاد روسري ديشب به خوابم آمدي آيينهرو... زلال... چه جلوهاي به آينه ميداد روسري حالا كنار رود غريبي نشستهاي زلفت روان بر آب... وبر باد روسري... من هم اميدوار به اين فكر ميكنم شايد كه باز از سرت افتاد روسري!!!
|
آريا جلالي:/ لنگرود سارا انار دارد تا دوم دبستان زنگ كلاس آخر تعطيلي و خيابان با پارك و صندلي ها همبازي قديمي يك لنگه پا دويدن سرگرم لقمه اي نان با اسكناس در جيب در بستني فروشي بعدا سوار تاكسي مسجد صداي قرآن در ايستگاه بعدي آقا پياده لطفا نبش « بهار غربي » در سمت كوي« ايران » از رعد و برق ترسيد سارا انار دارد با دسته اي فلزي چتري شبيه باران
|
|
سارا جلوداریان: دارم به انتهای تو نزدیک می شوم در طول و عرض های تو باریک می شوم بگذار شعر آخرمن باشد این غزل حالا که با تمام تو تحریک می شوم حیف از تو که دوباره سپیدم نمی کنی حیف از منی که این همه تاریک می شوم وقتی برای قافیه راهی نمانده است من هم دچار طرح ترافیک می شوم باشد، ترانه های مرا ریز ریز کن من هم به درد های تو تفکیک می شوم
|
وحید جلی: كبريت بيخطر، آتش زده مر ا[ هرگز كسي نميخواهد بد ِ مرا! ] من زندهام هنوز از مردگي فقط تزئين ِ نموده يك گل مرقد ِ مرا يك تكه ابر در هفت آسمان خشك يك پوچي ِ جديد! اشك آمده مرا ↓ خيس از عرق كند - « آرام جان ِ من! » [ دكتر نخواسته هرگز بد ِ مرا! ] دكتر فرشته شد! بر تخت ِ چوبي ِ... تا موريانهها خواندند اشهد ِ مرا! چيزي شبيه چيز از چيز ِ من بچيز! «چيز است!» پاسخ بيمسند مرا يك مرگ ِ حتمي ِ .... يك زندگي بمير! بيسرنوشت ِ قطعا - بايد ِ مرا مفهوم ِ عقل، پوچي، فلسفه، مرگ، عشق انسان شده به زور ِ شعبده مرا يك چيز بيخطر، در لاي دفترم يك شعر بيدليل آتش زده مرا ! |
|
لیلا جمالی خواه:
بازی کنیم آقا بیا «بالابلندو » این
شعر را پر می کنم از سنگ و سکو
حالا تو چشمت را بگیری، من بگیرم؟! کی
گرگ باشد، کی شود آن بچه آهو؟! با
- لا - بلن - دو اب
- رو - کمن - دو دخ
- تر - قشن - گو من
گرگ بازی می شوم مثل همیشه روی
شما افتاد آقا آخرین او!
حالا بدو با سرعتی بیش از دو چشمت
وقتی که می چرخد به این سو یا به آن سو این
« دوستت دارم» نبوده جزو بازی
مانند سکّویی به باریکی یک مو!
بیهوده رویش ایستادی تا نسوزی حتا
اگر چسپیده باشی مثل زالو...
دستم به قلبت خورد آقا« جر نزن هیّ!» تو
« سوختی» دیگر ندو این سو به آن سو
حالا تو گرگی هیچ وقت آهو نبودم بی
خود نیا دنبال من آقا و «سُک سُک»
|
راضیه جمشیدی:
حرفی بزن بشکوه زن، ای داغ مانا
|
|
ایرج جنتی عطایی:
شعر من از عذاب تو ، گزند تازيـانه شد
|
فائقه جواد ژمی: مثل ماه شب تمام مي شود مثل ماه مثل من زلف روشن مرا مي کشد به روي تن روي شانه ام اگر بار کهنه مانده است تکيه گاه من مباد غير شانه ی وطن داستان دلکشي ست ماجراي عشق ما او تقدسي عزيز من اويسي از قرن غنچه هاي آرزو ناشکفته مانده اند در عبور هر نسيم هر غزل و ؟؟؟ هر سخن بوي سوز سينه ام مي رود به دوش باد در ديار خسته ام تا مشام هر چمن * شب تمام مي شود مثل رنگ اين قلم روز مي رسد قشنگ مثل ما مثل ؟؟؟ من |
|
مصطفی جوادی:
|
احسان جوانمرد: مثل پاييزم... بهارم ديرشد زود بازآ ، همتبارم ...ديرشد برگهاي زرد و سرخم ريخته باغ سرسبز بهارم دير شد روز و شبها يك به يك تاريك وسرد روز و شبها ... روزگارم دير شد وان سحر گاهي كه از روي نياز سر به دامانت سپارم دير شد مثل ابري گريه آلود و سياه تا بيايم... تا ببارم... دير شد گفتي از شوق تو سهم من چه بود گفتمت سر مي سپارم ... دير شد دير شد اما تو از جنس مني! عاقبت اي همقطارم دير شد جرم بي تو زنده بودن ، مال من بي تو حتي سنگسارم دير شد گر چه من بد بوده ام ...تو...لااقل زود بازآ ، همتبارم ...ديرشد
|
|
عباس جوانمرد:
|
شاپور جوركش:/ فسا
تولد 1329 دلالت پرنده
|
|
محمد علي جوشايي:/بم
رفيق راهي و از نيمه راه مي گويي
|
مهدی جهاندار:
|
لینک دادن به این صفحه با ذکر نام منبع به صورت لینک مستیقم مجاز می باشد(سایت سوشلیغا)
| NEXT | Back |